![]() |
![]() |
|
| ........ |
|
- یه دقیقه صبر کن پشت خطی دارم
- باشه - اوکی ببخشید - یه کم بیشتر طولش می دادی کی بود ؟ - فلانی - کدوم فلانی ؟ - فلانی دیگه مگه چند تا فلانی می شناسی همون که باهاش دوست بودی - چی ؟ خب..یعنی چی؟..یعنی الان با همین شما ؟ - آره - مممم چند وقته ؟ - سه سالی می شه از همون موقع که با تو به هم زد - نمی خوای بگی که اون مزخرفاتی که راجع به این که نمی خواد دیگه با کسی باشه و حوصله و انرژی و اینا نداره رو باور کردی ؟ کثافت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 آبان1388ساعت 23:27 توسط آرش |
|
|
حذف شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 آبان1388ساعت 10:27 توسط آرش |
|
|
قکر کنم بهتر از این بود که بخوام فراموشش کنم.
نه؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 مهر1388ساعت 2:16 توسط آرش |
|
|
ت.مبارک
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 0:7 توسط آرش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 12:33 توسط آرش |
|
|
نمیدونم چرا هرچی فکر میکنم نمیتونم به نتیجه ای برسم
نتیجه ای که آخرش به ما ختم بشه گرچه ممکن که تو تا حالا از من بودن در اومده باشی این منم که همیشه من بودم و من هستم و من خواهم موند تنهایی بهش فشار آورد و ..سخل شد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 2:50 توسط آرش |
|
|
نه میشه با تو سر کنم
نه میشه از تو بگذرم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 مرداد1388ساعت 9:24 توسط آرش |
|
|
اگه بخوام میشه خدایا کمکم کن که بشه میخوام آره میتونم میشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 مرداد1388ساعت 13:26 توسط آرش |
|
|
گویی که این خوابها تمامی ندارد گویی که محکومم به خواب دیدن گویی که باید زجر بکشم گویی که باید به فا.. بروم گویی که ۹۹۹۹۹۹۹۹+۱ از من متنفرند گویی که لا اقل تو از این رویه خوشحال هستی امیدوارم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 تیر1388ساعت 0:50 توسط آرش |
|
|
ای افکار مزخرف ، رها کنید من را |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 0:33 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این روزها با چشمهای باز خواب میبینم...
...شبها خوابی در پشت پلکهایم نیست. تندردهایم و سرگیجههایم را هم میگذارم پشت دیوارِ غد بودنهایم! ... و حالا... نگاه کن به من! هنوز هم مرا میشناسی؟ |
| پیوندها |
|
دست نوشته های یک دختر |
|
RSS
|